جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 1612- تاریخ : 1387/12/04 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران - (يکشنبه)

 شعر طنز  

  
مهد ارزاني!

تورم و گروني، دروغه و دروغه
حرفاي مردم همش کشکه وماست و دوغه

کشور ما هميشه، کشور ارزونيه
جدي ميگم عزيزم! مهد فراوونيه

ارزون و مفته اينجا، قول و قرارو وعده
سرعتشون تو گفتن، سرعت برق و رعده

آره جونم! تو اينجا، ارزونه خيلي چيزا              
بپرس ازون کسيکه، نشسته توي منزل

ارزونه وقت مردم، ارزونه عمر آدم
از اين همه ارزوني، شنگول و مست و شادم!

ارزونه علم و دانش، ارزونه فکر و ايده
اين همه ارزوني رو، هيشکي يه جا نديده!
  
اينجا

اينجا دو ساعت و نيم است، هي زور مي زنم!
هي حرف هاي بي خودي و ناجور مي زنم:

هي زور مي زنم که بفهمم خدا کجاست
هي صبح و شب براي دلم شور مي زنم

هي فحش مي دهم به شياطين قصه ها
هي حرف بوف و فلسفه ي کور مي زنم

هذيان لاابالي  من بي خودي شده
هي براي زدن حرف زور مي زنم

ديشب براي مورچه ها شعر خوانده ام
امشب لگد به بارقه ي نور مي زنم

من، از چرنديات خودم کيف مي کنم
من هي چرند مي گويم و کيفور مي شوم

مامور آب و برق، دم خانه آمدست
مشتي به چشم و چانه ي مامور مي زنم

يک مرد عاقل اگر يافت مي شود منم
اين شعر مال منست سخن  زور مي زنم

اين سر، به سنگ خورده ولي خلتر ک شدم
با دست روزگار  بيمار فلک شدم

نه...! مثل اينکه قافيه مان چيز ديگري ست!
اين بيت، محض قافيه شيپور مي زنم!!

آري تمام قافيه ها را باخته ام
مجنون، به دست قافيه ساتور مي زنم

آخر مرا به جرم جنونم دار مي زنند
هر شب سري به قصه ي منصور مي زنم

گاهي براي راحتي از درد اين جنون
فالي به نام منقل بافور مي زنم

آن وقت، به آنچه نبايد فکر مي کنم
هي فکر به حکايت مزبور مي کنم

شب ها درخت خانه ي ما سايه مي دهد!
بيهوده دم ازاين غم مستور مي زنم

اين دردهاي کودکانه ي من شعر مي شوند
يک چسب زخم براين غم ناسور مي زنم

يک فاتحه براي بشر خواندم و خلاص
دستي به سنگ  سرد  سر   گور مي زنم

آري! براي فهم حکايات سرنوشت
يک عمر ناتمام است که هي زور مي زنم
  
زندگي با خنده

زندگي با خنده کامل مي شود
شادي ها از خنده حاصل مي شود

هر غمي با خنده باطل مي شود
هر خلي با خنده عاقل مي شود

خنده زيبا و قشنگ و دلرباست
خنده بر هر درد بي درمان دواست

خنده کن بر آنکه جيبش خالي است
يا برآنکه کار او ماس مالي است

کاپشنش ارزان و جنسش عالي است
لاغر و سبيل شبيه شالي است

خنده مي کن، خنده کردن کار ماست
خنده بر هر درد بي درمان دواست

خنده کن در جسمت ار بيماري است
يا که کارت روز و شب بيکاري است

کار چشمت شب به شب بيداري است
يا که دختر خاله ات سيگاري است

خنده مي کن خنده بر اين ها رواست
خنده بر هر درد بي درمان دواست

خنده بر آنان و بر اينان نما
 خنده بر خردان و بر پيران نما

خنده کن گر روزي ات باد  هواست
خنده بر هر درد بي درمان دواست

خنده خنده، بي نهايت خنده کن
 اندکي هم با درايت خنده کن

لحظه اي بر گريه هايت خنده کن
از ته دل با رضايت خنده کن

خنده ميگن بهترين  نغمه هاست
خنده بر هر درد بي درمان دواست


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگي - هنري
كارتونيست
بچه هاي مدرسه
زنگ ورزش
كانون