جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 1552- تاریخ : 1387/09/14 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران - (پنجشنبه)

  نقش خانواده در تربيت فرزندان  

پرويز صبوري- کارشناس ارشد روانشناسي تربيتي
 آموزش پرورش منطقه پنج تهران
قسمت پنجم و پاياني
 اهميت تعليم در کودکي و سه مرحله مهم رشد در متون اسلامي :
از روايات اسلامي مستفاد مي شود که آغاز تعليم و تعلم کودک در سن هفت سالگي است و لذا امام صادق )ع( مي فرمايند: کتابت را از سن هفت سالگي به او بياموز. و حضرت امير المومنين علي )ع( نيز مي فرمايند : کسي که در کودکي علم نياموزد در بزرگي به مقام ارجمندي نمي رسد .
امام حسن مجتبي )ع(  فرزندان خود و برادرش را فرا خواند و به آنها فرمود ، شما فرزندان امروزيد و بزرگان آينده خواهيد شد .  تحصيل علم کنيد که هر کدام از شما نتوانستيد حفظ کنيد و به حافظه خود اظمينان نداشتيد ، بنويسيد و در خانه نگهداريد.روايات اسلامي در ترغيب و تشويق تحصيل علم بخصوص در سنين کودکي بي شمار است که نمونه هايي از آنرا بر شمرديم . از طرفي پيامبر گرامي اسلام (ص) سه مرحله رشد را در تعليم و تربيت فرزند بر مي شمرد و مي فرمايد : کودک هفت سال اول آقا ست و هفت سال دوم فرمانبردار است هفت سال سوم وزير و مشاور پدر ومادر به حساب مي آيد. در هفت سال اول بايد آزاد باشد که بازي کند ، بايد عواطف و احسا سات صحيح او را رشد داد و با رفتار خوب و گفتار پسنديده او را پرورش داد و بدون توقع اطاعت ازاو، بايد سعي کرد ، که با عمل و گفتار صحيح از حسن تقليدش بهره گرفت .در هفت سال دوم کم کم زشت و زيبائيها را به او فهماند ودر تاديب او کوشش کرد و او را به ارزشها و دوري از زشتيها رهنمون ساخت . در هفت سال سوم بايد با او به منزله مشاور رفتار کرد.و ديگر به طور آمرانه با او برخورد نشود و او را چون عضو بزرگ خانواده ملاحظه کرد و چون ديگران او را در تصميم گيريها دخالت داد و به عبارت ديگر ، راي و نظر ي براي او در خانواده منظور شود.  در روايت ديگر از امام صادق )ع( آمده است که : « فرزند خود را تا هفت سال رها کن تا بازي کند و هفت سال دوم به تاديب او بپرداز و هفت سال بعد هم تحت مراقبتش بدار.» 

تقليد و پرخاشگري :
تحقيقات بندورا Banbura (1973) نشان داده است که پرخاشگري کاملا" جنبه تقليدي دارد و از راه مشاهده کسب مي شود و نمي تواند پايه ذاتي داشته باشد در آزمايش معروف بندورا عده اي از کودکان به مشاهده شخصي پرداختند که با عروسکي کلامي و عملي پرخاشگرانه داشت . اين حالت هم به صورت زنده يعني مدل واقعي ، هم به صورت فيلم ، و هم بصورت کارتون نشان داده مي شد. مشاهده شد که کودکان تماشاچي بعدا" وقتي با عروسک مزبور تنها گذاشته شوند، همان رفتارهاي پرخاشگرانه را که مدل و سرمشق با عروسک انجام مي داد ، انجام مي دهند و در اين ميان تاثير کارتون و مدل واقعي به ترتيب از همه بيشتر بود .علاوه براين مشخص شد که وقتي مدل يا سر مشق به خاطر پرخاشگري خود با عروسک مزبور، مورد تشويق و پاداش قرار مي گيرد ، اثر آموزش پرخاشگرانه او روي بچه ها بيشتر خواهد شد.و وقتي مدل را به خاطر پرخاشگري مورد تنبيه قرار دهند ، تقليد کودکان از وي کاهش پيدا مي کندبدين ترتيب ، پر خا شگري نه به عنوان يک پديده ذاتي ، بلکه به عنوان رفتاري که آموختني بوده و دقيقا" از الگوهاي يادگيري تبعيت مي کند ، مطرح مي شود.
  مشاهده آلات و ابزار پرخاشگري :
تحقيقات لئونارد برکووتيز مورد پرخاشگري نشان داده است که حتي مشاهده آلات و ابزار پرخاشگري مي تواند در شخص مشاهده کننده حالت پرخاشگري را بر انگيزاند در آزمايشي که وي انجام داد دو گروه آزمودني ابتدا با رفتاري توهين آميز تحريک شدند، و بعدبه آنها فرصت داده شد که پرخاشگري خود را نسبت به فرد توهين کننده ابراز کنند منتهي گروهي از آزمودنيها در اتاقي قرارداشتند که در آن يک راکت بدمينتون در معرض ديدشان بود و در موقعيت ديگر آزمودنيها اتاقي بودند که يک سلاح کمري روي ميز قرار داده شده بود. نتيجه نشان داد که مشاهده کنندگان سلاح کمري پرخاشگري بيشتري نشان دادند تا مشاهده کنندگان راکت بد مينتون .به نظر برکووتيز همين نتايج ثابت مي کند که پرخاشگري نمي تواند ذاتي باشد ، زيرا هردو گروه پيشاپيش از دست شخص توهين کننده عصباني بودند . اما گروه دوم به علت مشاهده آلت پرخاشگري در ابراز پرخا شگري به درجه بيشتري تحريک شده بودند. پس بهتر است که آلات پرخاشگري از جمله چاقو ، اسلحه ، و..در ديد بچه ها قرارنگيرد و حتي خريد اسباب بازيها يي که به نوعي ابزار پرخاشگري است و کودک در بازيهاي خود حتما" خشونت و پرخاشگري را اعمال خواهد کرد جدا" خوداري شود . پس با توجه به آنچه از مد نظر گذشت به دو نتيجه مهم مي توان دست يافت .
 در آدمي پرخاشگري نتيجه تعامل پيچيده اي بين تمايلات و پاسخهاي آموخته شده است .
 پر خاشگري در انسان حتي اگر  ذاتي هم  باشد قويا" تحت تاثير عوامل اجتماعي قراردارد.
  نقش رسانه هاي همگاني  در آموزش پرخاشگري :
رسانه هاي گروهي ، به عنوان وسايل ارتباط جمعي ، در شکل دهي و آموزش دادن رفتارهاي گوناگون نقش مهمي به عهده دارند . همان گونه که در بحث از نظريه بندورا مطرح شد ، يادگيري مشاهده اي و سر مشق گيري از ديگران ، بخش مهمي از يادگيريهاي ما را تشکيل مي دهد . بنابراين ، دليلي وجودندارد که نقش اين رسانه ها را در شکل دهي رفتار پرخاشگرانه در انسان و به ويژه در کودکان ، کم اهميت ارزيابي کنيم .
کودکاني که مستعد پرخاشگري هستند با ديدن خشونت از تلويزيون پر خاشگر تر   مي شوند .
  کنترل پرخاشگري :
عوامل زيادي وجود دارد که مکاتب مختلف براي کنترل پر خاشگري عنوان کرده اند که به اختصار ذکر مي شود .
در سطح عمومي تشکيل مجموعه اي از نيرو ها که بتوانند نيروهاي پرخاشگرانه قدرتهاي بزرگ را کنترل کنند.
در سطح فردي رشد فراخود - يعني وجدان فردي که مي تواند به عنوان عاملي براي محدود کردن تمايلات پرخاشگرانه دروني مفيد باشد.
شرکت در فعاليتهاي پرخاشگرانه قابل قبو ل اجتماعي ) ورزشها ، مناظره ها و نظاير آنها (قرينه ها يي را که در ايجاد رفتار پرخاشگرانه موثرند
 بشناسيم و بدان وسيله اين   قرينه ها را به کنترل خود در آوريم مثلا" اگر عبارتهايي را که باعث تحريک خشم ديگران مي شود را بشناسيم .
به حداقل رساندن ناکامي و جلوگيري از بروز ناکامي
ايجاد محدوديت در فراهم بودن سلاحها و محرکهاي خشونت برانگيز
مشاهده سر مشق ها و الگوهاي غير پرخاشگر
استدلال - اين شيوه شامل ارائه مجموعه اي از استدلالها و مورد خطرات و عواقب   پر خاشگري با فرد پرخاشگر يابا قربانيان پرخاشگري است .
تنبيه فرد پرخاشگر : بعضي از محققان پيشنهاد کرده اند که ننبيه يا تهديد به تنبيه نيز مي تواند به عنوان کاهش دهنده رفتار پرخاشگرانه مورد استفاده قرارگيرد . در اين مورد هم فرد پرخاشگر و هم تنبيه سرمشق و الگوي پرخاشگري هردو موثر و مفيد   بوده اند .
 تقويت رفتارهاي مغاير : يعني بجاي تنبيه رفتار پرخاشگرانه ، رفتار غير پرخاشگرانه را مورد تشويق قراردهيم . با اين کار چون شخص نمي تواند در آن واحد هم پرخاشگر باشد و هم نباشد به سوي انجام رفتار غير پرخاشگرانه که تشويق به دنبال دارد سوق داده مي شود .
موثر بودن اين شيوه در بعضي آزمايشها نشان داده شده است ( تحقيقات براون و راجرز ). به طور کلي در اين مورد اصل اين است که ذهن شخص از موضوع پرخاشگري منحرف شود. بنابراين هر عملي مانند ترک محل پرخاشگري ، مشغول شدن به فعاليتهاي ديگر ، خوردن يک ليوان آب ، انجام يک فعاليت ورزشي و نظاير آنها که ذهن شخص را به خود مشغول کند مي تواند در کاهش پر خاشگري موثر باشد.
 
انضباط و زندگي کودک:
در مساله انضباط شک نيست که ما کودکان را محدود مي کنيم اما اينکه اين محدوديت در چه زمينه ايست بايد گفت در زمينه هاي مربوط به زندگي او خواهد بود . ما مي خواهيم طفل در زندگي بر همه افعال و رفتارش تسلط داشته باشد . گفتارش تحت ضابطه و کنترل باشد ، در مسائل مربوط به زندگي خود اهمالي روا ندارد.او از همان آغاز زندگي بايد منضبط بارآيد، مثلا" سفره اش را کثيف نکند ، بموقع غدابخورد ، بموقع بازي کند ، بموقع بخوابد ، اسباب بازيش را نشکند مزاحم ديگران نشود ، غذا را نريزد ، تابع نظم باشد ، دستوراتي که در توان او به ايشان مي دهند رعايت کند ، در مجلس و در ميان جمع خوددار باشد ، حق اظهار نظر و سخن براي ديگران قائل باشد و به آزادي ديگران احترام بگذارد ، برخي از دستورات انضباطي مربوط به زندگي شخصي کودک هستند ، از زماني که طفل قدرت و توانايي پيدا کرد ، بايد بگونه اي پرورش يابد که خود بتواند رختخوابش را جمع کند ، وسايل زندگيش را مرتب کند ، لبا سش را به تنهايي بپوشد ، خود آنرا بکند ودر جاي خودش قرار بدهد . اسباب مورد نيازش را منظم نمايد ، آنچنان نباشد که صبح براي رفتن به مدرسه از پدر و مادر مطالبه دستمال و جوراب نمايد واز آنها بپرسد که قلم و کيفش را در کجا گذاشته است .اين مراقبت ها همچنان بايد ادامه يابند بگونه اي که او در موارد ممکن بتواند خود جوراب خود را بشويد و خود دستمالش را شستشو دهد و خود به استحمام خويش بپردازد. آنچنان نباشد که وابستگيش به پدر و مادر ادامه يابد برخي از کودکان براثر روش غلط تربيتي در وضعي و صورتي قراردارند که دائما" از پدر و مادر کمک مي طلبد حتي مثلا" از مادر مي خواهد برخيزد و برايش يک ليوان آب بياورد در حاليکه خود قادر به اينکاراست و ما ميدانيم اجابت چنين خواستهائي به زيان کودک است ، اگر ميخواهيم انضباط به صورت عادت در بيايد ، بايد سعي مربي متوجه اين امر باشد که کودک  بدون احساس فشار و اجبار خود را موظف به رعايت مقررات بداند و آن را انجام دهد . براي اينکه به چنين هدفي دست يابيم ضروري است طفل را وادار به انجام دستور بصورت مکرر کنيم ، آنچنان که اين امر براي او طبيعي جلوه کند افکار و تخيلاتش را به اين جهت سوق دهيم و ضمن آن لازم است او تمرين خود سازي و تسلط برنفس داشته باشد . استعدادهايش تحت ضابطه و کنترل و هدايت در آيد .از سوي ديگر بايد زمينه احساس مسئوليت را در فرد تقويت کرد ، آنچنان که نه نتها به خير خودش بلکه بخير اجتماع هم بينديشد.بداند که اگر در امري تلاش مي کند و خود را به اصطلاح محدود مي نمايد بدان خاطر است که ديگران هم از اين زندگي و اجتماع حقي دارند ، آنها هم خود را براي خاطر او محدود کرده اند. در همه حال بايد بگوئيم انضباطي موفق نيست مگر آنگاه که بصورت عادت در آيد و اين عادت تقويت شود . تمرين آن براي زندگي اصل است و کنترل فرد در جهت دادن به هدف مطلوب نقش اساسي دارد.در خاتمه بي مناسبت نمي دانيم که توجه اولياي محترم را به هشدارها ي زير جلب کنيم تا در امر انضباطي فرزندان دچار لفزش نشويم .انضباط درست است ولي والدين نبايد در همه موارد و امور کودکان مداخله کنند و نظم و آرامش او را بهم بزنند. معمولا" در آنچه که مربوط به کودک است و خطر وزياني متوجه او و ديگران نيست ، بايد او را آزاد گذارد ، مثلا" بايد به او اجازه داد با اسباب بازي شخصي خود سرگرم بازي باشد و يا اينکه کودک با دوستان خود بدون هيچ مشکلي مشغول بازي فوتبال باشد .
  بسياري از مسائل انضباطي خود بخود حل مي شوند در صورتيکه اگر با شتابزدگي و با خشم و عصبانيت باشند عواقب وخيمي به بار مي آورند.در اجراي انضباط و ايجاد آن بايد به کودک شخصيت داد و از اين شخصيت به نفع سازندگي او استفاده کرد.حل مسائل انضباطي نبايد دستخوش عواطف و احسا سات شود که اين خود مسئله ساز است ، با ضوابط عقلاني بايد مسائل را حل کرد.در جنبه انضباطي ما ناگزير به ايجاد محدوديت  هستيم  ولي  اين امر نبايد جنبه اعمال زور بخود بگيرد.اصل تدريج يا تدريجي عمل کردن در اعمال رفتار مطلوب کودکان را فراموش نکنيم که اين خود در عادت دادن فرد به اتخاذ روش نيکو در زندگي موثر است .والدين و مربيان خود بايد الگوي انضباطي باشند که دوست دارند فرزندانشان به آن متصف باشد مثلا در نظافت  خور و خواب ، گفتگو ، آداب معاشرت اصولي را بايد مراعات کنند.بهتر است در بسياري از منع ها مساله ها جابجايي مطرح باشد، اگر کودک را از چيزي منع مي کنيم به چيز ديگر دلگرم سازيم.اعمال محدوديت ها در محيط خشم و تهديد نبايد صورت گيرد و جنبه نا معقول و توهين آميز نبايد داشته باشد.اصل تفهيم کودک به اينکه فلان عمل نارواست مي تواند سازنده و جهت دهنده باشد.امر و نهي ها در دوران کودکي کمتر متوجه فعاليت هاي بدني باشد چون کودک به آن نيازمند است
تعليم و تربيت غير طبيعي  بزهکار پرور است در اين جنبه مراعات هاي لازم را داشته باشيد .
از سنين نوجواني رفتار فرد تابع گروه خويش است.  گروه و معاشران او را تحت نظر داشته باشيد.
و بالاخره ايجاد رفتار مطلوب و نظم پذيري بدون مشارکت خانواده و مدرسه امکان پذير نمي باشد.

منابع و مآخذ
دکتر حسن احدي  شکوه السادات بني  جمالي  - روانشناسي رشد
دکتر فرخنده مفيدي - آموزش و پرورش پيش دبستاني
پاول هنري  ما سن و همکاران - رشد و شخصيت کودک -
دکتر شکوه نوابي نژاد - رفتارهاي بهنجار و نا هنجار
محسن شکوهي نيا - روشهاي تربيت اسلامي - دفتر تحقيقات و برنامه ريزي درسي 1365 -
دکتر علي اکبر سيف - روانشناسي يادگيري
 دکتر علي اکبر شريعتمداري - روانشناسي تربيتي
رابرت بيلر - ترجمه پروين کديور - کاربرد روانشنا سي در آموزش
رابرت بيلر - ترجمه پروين کديور - کاربرد روانشناسي در آموزش -
دکتر سعيد شاملو - بهداشت رواني
دکتر يوسف کريمي - روانشناسي اجتماعي ) نظريه ، مفاهيم ، کاربردها(
مصطفي دلشاد تهراني - سيري در تر بيت اسلامي
دکتر علي قائمي - تربيت و سازندگي


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
بچه هاي مدرسه
کارتو نيست
زنگ ورزش
كانون
دريچه هنر