جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 1911- تاریخ : 1389/01/15 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران -(يكشنبه)

 تعريف داستان کوتاه 

a قرن اخير، قرن غلبه جهاني داستان کوتاه بر ديگر انواع ادبي است. انسان ديگر آن ذوق و فراغت را ندارد که رمانهاي بلند چند جلدي بخواند; از اين رو با مطالعه داستان کوتاه گويي خود را تسکين مي دهد.
زندگي را و خود را و در آيينه داستان کوتاه مي جويد.
داستان کوتاه را مي توان از نظر شخصيتها، نوع بيان داستان و کوتاهي و بلندي آن مورد برسي قرار داد.در "رمان" اغلب مجموعه زندگي شخصيتي تجسم مي يابد و اشخاص يا شخص مهم داستان در طول زماني که داستان آن را در بر مي گيرد پرورده مي شود، ولي در داستان کوتاه چنين فرصتي وجود ندارد.
در داستان کوتاه شخصيت قبلا تکوين يافته است و پيش چشم خواننده ي منتظر، در گيرودار کاري است که به اوج و لحظه حساس و بحراني خود رسيده يا در جريان کاري است که قبلا وقوع يافته اما به نتيجه نرسيده است.
نويسنده در داستان کوتاه، برشي مي زند به زندگي قهرمان داستان و نقطه اي از آن را که بايد به مرحله حساسي برسد انتخاب مي کند.
در حالي که در رمان قسمتي يا تمام دوره زندگي قهرمانان در پيش چشم خواننده است و چشم انداز وسيع تر و گسترده تري از زندگي شخصيتها را نشان مي دهد.
داستان کوتاه مثل دريچه يا دريچه هايي است که به روي زندگي شخصيت يا شخصيتهايي، براي مدت کوتاهي باز مي شود و به خواننده فقط امکان مي دهد که از اين دريچه ها به اتفاقاتي که در حال وقوع است نگاه کند.
شخصيت در داستان کوتاه فقط خود را نشان مي دهد و کمتر گسترش و تحول مي يابد.
"ادگار آلن پو" نويسنده آمريکايي مي گويد:
"داستان کوتاه قطعه اي تخيلي است که حادثه واحدي را، خواه مادي باشد و خواه معنوي، مورد بحث قرار دهد.
اين قطعه تخيلي بديع بايد بدرخشد، خواننده را به هيجان بيارود، يا در او اثر گذارد بايد از نقطه ظهور تا پايان داستان در خط صاف و همواري حرکت کند."
"داستان کوتاه" بايد کوتاه باشد، اما اين کوتاهي حد مشخص ندارد. "ادگار آلن پو" در اين مورد نيز گفته است:
"داستان کوتاه" روايتي است که بتوان آن را در يک نشست (بين نيم ساعت تا دو ساعت) خواند. همه جزئيات آن بايد پيرامون يک موضوع باشد و يک اثر را القا» کند، يک اثر واحد را.
در داستان کوتاه تعداد شخصيتها محدود است. فضاي کافي براي تجزيه و تحليل هاي مفصل و پرداختن به امور جزئي در تکامل شخصيتها وجود ندارد و معمولا نمي توان در آن تحول و تکامل دقيق اوضاع و احوال اجتماعي بررسي کرد. حادثه اصلي به نحوي انتخاب مي شود که هر چه بيشتر شخصيت قهرمان را تبيين کند و حوادث فرعي بايد همه در جهت کمک به اين وضع باشند. البته بسياري از داستاهاي کوتاه خوب هم هست که در آن اين قوانين رعايت نشده است.
داستان کوتاه ممکن است خيلي کوتاه باشد و مثلا حدود 500 کلمه بيشتر نداشته باشد.
*
داستان کوتاه در غرب
در غرب "داستان کوتاه" به معني امروزي در قرن نوزده شکل گرفت و اولين کسي که به صورت جدي بدان پرداخت "ادگار آلن پو" است. ادگان آلن پو علاوه بر نوشتن داستانهاي کوتاه از نظر تئوري هم مطالبي در مورد آن نوشته است و داستان کوتاه را به عنوان يک نوع ادبي مطرح کرده است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
كارتونيست
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون